تبليغاتX
آخه دل من تاکی؟واقعا تا کی خورد میشی؟؟؟؟

آخه دل من تاکی؟واقعا تا کی خورد میشی؟؟؟؟

عشق و عاشقی همش دروغه حتی اونی که میگه دوست داره دروغ میگه میذاره میره

 

متشكرم
 براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.
 براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.
 براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.
 براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.
 براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.
 براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.
 براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.
 براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.
 براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.
 براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من
 بودي.
 براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"
 براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.
 براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.
 براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو
 با من بودي.

 براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.
 براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.
 براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و
 صداي قلبم را شنيدي.
 
 به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه :
 لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم "
 آغوش من هميشه براي تو باز است.
 هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم.
 هميشه پشتيبانت هستم.
 من مثل كتابي گشوده برايت خواهم بود.
 فقط كافي است چيزي از من بخواهي ,
 بلافاصله از آن تو خواهد شد.
 مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم.
 من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من
 هستي.
 در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي.
 هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه
 نياورم.
 همين الان در فكر تو هستم.
 تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه
 لبخند بر لب داري.
 من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ
 است.
 هر وقت كه احتياج به درد دل داشتي روي من حساب
 كن.
 من هنوز در چشمانت گم شده هستم.
 تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري
.

تمام شب برای تسکین روحم به سیاهی آسمان خیره میشوم شاید چشمک ستارگان پیراهنش از ناریکی قلبم نجاتم دهد
تمام شب برای ستایش سکوت گوش به آوای شبنم می سپارم
تمام شب برای پرستش پاکی به زیر باران می روم تا از برخورد قطراتش بر کویر صورتم رنگی دوباره بگیرم
تمام شب به خود شب غبطه می خورم
به سکوتش  به سیاهی اش  به زیباییش  به عشق پاکش  و به عاشق بودنش
پروانه تمام شب برای خواباندن فرزندش لالایی می خواند و من من تمام شب به نغمه خوانی اش گوش فرا می دهم
و گل آهسته آهسته به خواب می رود...
و من آهسته آهسته صدای شکسته شدن عشق را می شنوم
و اینجا پایان تازه شدن است
 
 

شعري براي تو
 
رو به گريه بازه جانم دلم از دنـيا گرفته
تپش ترانه هامو مرگ بي صـدا گرفته
گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش
گريه کن گريه کن اي تــرانـــه فراموش
گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر
گريه کن گريه من لحظه هاي آخر
از کجای شرجي شب مي شـه دريا رو صدا زد
به کدوم لهجه غربت مي شه دنيا رو صدا زد
رو به گريه باز جانم دلم از دنيا گرفته
تپش ترانه هامو مرگ بي صدا گرفته
گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش
گريه کن گريه کن اي تــرانـه فـرامـوش
کي صــدا زد مـنو از شـب من که مغـلوب دوباره ام
شب شب تاريک وخاموش من پر از نعش ستاره ام
اين کدوم لحظه درده شـب چـنـدم عذابه
که دقيقه قرن سرشار از تلاطم عذابه
گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش
گريه کن گريه کن اي تــرانـه فرامــوش

گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر
گريه کن گريه من لحظه هاي آخر
از کجا شرجي شب مي شه دريا رو صدا زد
به کدوم لهجه غربت مي شه دنيا رو صدا زد

رو به گريه بازه جانم دلم از دنيا گرفته
تپش ترانه هامو مرگ بي صدا گرفته

گريه کن...گريه کن گريه اي آواز خاموش
گريه کن...گريه کن اي تـرانـه فـرامــوش

گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر
گريه کن گريه من لحظه هاي آخر
تقدیم به عزیزترینم
مینا
نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 15:5 توسط mojtaba| |