عجبااااا

چه عجب ، یاد منم افتادی ، 

 

من یه درد دارم ؟ 

تو تمام زندگی من هستی ، به این نیگی یه درد ، هیچی واسم نمونده ،

واقعا فک میکنی فراموش میکنم ، خیلی خنده داره ولی داره اشک منو درمیاره ، 

نابود شدم ...


[ جمعه بیستم آذر ۱۳۹۴ ] [ 15:24 ] [ mojtaba ]
[ ]

عق میزنم

عشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق.... هه خنده داره ! شینش مال خود خودت! من تمام احساساتم را عـــــــــــــــــــــــــــــق میزنم!


[ جمعه بیستم آذر ۱۳۹۴ ] [ 15:4 ] [ mojtaba ]
[ ]

...چقدر

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای

و شاه بیت غزل های لال من شده ای

 چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض

جواب حسرت این چند سال من شده ای

 چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟

تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای

چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم

خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای

هنوز نذر شب جمعه های من اینست

که اتفاق بیفتد حلال من شده ای

که اتفاق بیفتد کنارتان هستم

برای وسعت پرواز بال من شده ای

میان بغض و تبسم میان وحشت و عشق

تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای

مرا به دوزخ بیداریم نیازی نیست

عجیب خواب قشنگی ست مال من شده ای


[ جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 17:33 ] [ mojtaba ]
[ ]

من میرم...

گاهی وقتا توی رابطه ها
نیازی نیست طرفت بهت بگه :
برو !
همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره
همین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی
همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه...

همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه
و همین که حضور دیگران توی زندگیش
پر رنگ تر از بودن تو باشه
هزار بار سنگین تر از
کلمه ی برو واست معنا پیدا میکنه
پس برو
قبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستی بشی...

پس منم میرم ...


[ جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 17:21 ] [ mojtaba ]
[ ]

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود !!!!!!!!

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود

باید بگویم اسم دلم ، دل نمی‌شود

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند

دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای

از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم

آیا کسی زِ پنجره داخل نمی‌شود؟

می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها

دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود

تا نیستی تمام غزل‌ها معلّق اند

این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود.

http://gallery.nightmelody.com/albums/nightmelody-com-1012.jpg

 شكوه ها را بنه، خيز و بنگر
كه چگونه زمستان سر آمد
جنگل و كوه در رستخيز است
عالم از تيره رويي در آمد
چهره بگشاد و برق خنديد
عاشقا خيز كه آمد بهاران
چشمه كوچك از كوه جوشيد
گل به صحرا در آمد چو آتش
رود تيره چو طوفان خروشيد
دشت از گل شده هفت رنگ است
تو هم اي بينوا شاد بخرام
كه ز هر سو نشاط بهار است
كه به هر جا زمانه به رقص است
تا به كي ديدهات اشكبار است؟
بوسه اي زن كه دوران رونده است

http://gallery.nightmelody.com/albums/nightmelody-com-1061.jpg


[ شنبه نهم خرداد ۱۳۸۸ ] [ 18:31 ] [ mojtaba ]
[ ]